پسر طلا | ||
|
سلام پسرکم دیشب مامانی یک خواب بد دید و از خواب پرید فکر کنم شما هم فهمیده بودی آخه شدیدا داشتی فعالیت می کردی ، بابایی رو بیدار کردم و تا ساعت 3 با هم بیدار بودیم ، بعدش من خوابیدیم و تفلی بابایی نمی دونم تا کی بیدار بود ( ازش خیلی ممنونم ) پسرم ببخش که تو رو هم از خواب بیدار کردم ( دوست دارم ) راستی عزیزم امروز تولد خاله مهسا است ، مامان جون و پدر جون رفتن نیشابور تا سورپرایزش کنن اما من و شما و بابایی موندیم خونه . عیبی نداره از همین جا بهش تبریک می گیم. ( خاله جون تولدت مبارک ) نظرات شما عزیزان: خاله
![]() ساعت0:04---23 خرداد 1391
خیلی خیلی وبلاگت ناز شده ایول
پاسخ:ممنون گلم. خاله
![]() ساعت0:03---23 خرداد 1391
وای امروز خیلی سورپرایز شدم فکر نمیکردم بیان. خواهر گلم خیلی خیلی جات خالی بود انشاالله سال دیگه با نی نی کوچولو همگی جشن میگیریم
برچسبها: |
|
[ طراحی : پرشین اسکین ] [ Weblog Themes By : Persian Skin ] |