پسر طلا | ||
|
گل مامان این روزها وقتی که باهاش صحبت می کنی می خنده ولی خدا نکنه تنها بمونه خونه رو روی سرش می گذاره. خنده هاش گاهی اوقات صدا داره ، با عروسکش بازی می کنه به کتاب خیلی توجه نشون میده . وفتی هم گرسنه بشه اصلا نمی تونه تحمل کنه. شب ها تا صبح بیداره و روزها می خوابه. اینم اخم گل گسر نظرات شما عزیزان: خاله
![]() ساعت0:48---9 آبان 1391
جان کم کم داره لوسی میشه واسه خودش ولی نمیذارم خودم درستش میکنم
![]() برچسبها: |
|
[ طراحی : پرشین اسکین ] [ Weblog Themes By : Persian Skin ] |